»کرامت انسان اصل‌محورى‌حقوق بشر » پورتال حقوق بشر اسلامی
5 محرم 1439 |   | 26 September 2017  |   |  سه شنبه 04 مهر 1396
العربیه |  English

فارسی |

 

-----------------------------

» پایگاههای مرتبط

» مقام معظم رهبری
» پایگاه ریاست جمهوری
» مجلس شورای اسلامی
» وزارت امور خارجه
»معاونت آموزش و پژوهش


 


 
 »کرامت انسان اصل‌محورى‌حقوق بشر
 

بنابراين، ‌اصل آزاد بودن انسان‌ها و برابري آنان در برخورداري از گوهر انسانيت، اولين چيزي است كه در اسناد بين‌المللي حقوق بشر به آن اشاره شده و به تبع اين اصل، يكسري حقوق و آزادي‌ها نيز براي انسان وجود دارد كه بايد مورد توجه قرار گيرد و به رسميت شناخته شود. به همين جهت، بايد بردگي اسنان را منتفي دانست; زيرا آدمي آزاد به دنيا مي‌آيد و همه با هم يكسان بوده و هيچ‌كس مملوك يا مالك،
چشم به دنيا نمي‌گشايد. از اين رو، برخي از مواد نخستين اعلاميه جهاني حقوق بشر، به مسئله ممنوعيت بردگي، داد و ستد برده، استثمار و بهره‌كشي از ديگران پرداخته است. نكته دومي كه در تمامي اسناد ياد شده، مورد تاكيد قرار گرفته و در واقع، از پيامدها و لوازم كرامت انساني است، موضوع تساوي همه انسان‌ها در برابر حقوق است. البته در مورد مفهوم تساوي حقوق بايد عرض كرد كه در كنوانسيون رفع تبعيض نژادي آمده است; امتيازاتي كه بر اساس استعداد و تلاش‌هاي شخصي افراد اعطا مي‌شود، تبعيض به شمار نمي‌رود و آنچه در اين ميان مهم مي‌نمايد، اين است كه داشتن نژادف زبان، قوميت، جنسيت و يا مذهب خاص نبايد موجب شود كه ما براي برخي حقوقي را بشناسيم و براي برخي ديگر آن حقوق را منتفي بدانيم. در اسناد حقوق بشر به اين نكته اشاره شده كه آنچه بشريت را در طول تاريخ رنج داده، مسئله نژادپرستي است و ما نبايد عده‌اي را تنها به اين دليل كه نژاد خاصي دارند، از برخي حقوق محروم كنيم، چون با كرامت و حرمت انساني منافات دارد.
بحث درباره جنسيت- زن يا مرد بودن- يا عقيده و مذهب انسان‌ها نيز به همين‌گونه است. يعني نمي‌توان كسي را به دليل مثلا زن بودنش، از برخي حقوق محروم نمود و يا انساني را به جهت داشتن عقيده‌اي خاص، به جايي رساند كه از حيطه انسانيت خارج شود. در حالي كه از حقوق اوليه انسان اين است كه حق حيات و زندگي داشته باشد و كسي نمي‌تواند اين حق را از او سلب كند، مگر اينكه كسي را كشته و يا در زمين مرتكب فساد شده باشد. «من قتل نفسا بغير نفس او فساد في‌الارض فكانما قتل‌الناس جميعا»
در تمامي اسناد بين‌المللي بر اين مهم تاكيد شده كه همگي بايد بپذيريم; انسان موجودي شريف و صاحب منزلت بود و به همين جهت، حق برخورداري از يك سلسله حقوق اوليه همچون: تساوي، آزادي و ممنوعيت بردگي را داراست; چنان كه عدم رعايت اين حقوق باعث بروز جنگ‌هاي ويرانگر شده و براي انكه انسان‌ها براي تامين حقوق خويش به خشونت و زور متوسل نشوند، بايد اين حقوق را به رسميت شناخت تا ديگر شاهد چنين مشكلاتي نبود.
آيا در اسناد بين‌المللي مربوط به حقوق بشر، ملاكي براي شناخت تفاوت انسان‌ها در برخورداري از حقوق و مزايا ارائه شده، يا آنكه معتقدند بايد همه در اين زمينه از حقوق يكسان بهره‌مند باشند؟
طبيعي است كه ميان انسان‌ها از جهات مختلف تفاوت وجود دارد. اولين تفاوت اين است كه كشورهاي مختلف‌، داراي نظام‌ها و دولت‌هاي گوناگون بوده و افراد هر كشور به موجب داشتن تابعيت، از افراد كشور ديگر در استفاده از حقوق و امتيازات متمايز مي‌شوند. از اين رو، اگرچه در كنوانسيون رفع تبعيض نژادي آمده كه نبايد بين قوميت و زبان‌ها و مليت‌ها هيچ تفاوتي قائل شده، ولي با اين حال كشورهايي كه اين كنوانسيون را تصويب كرده‌اند، مي‌گويند كه به اتباع خود، امتيازهايي از نظر فرهنگي، آموزشي و يا اقتصادي مي‌دهيم كه به اتباع خارجي ساكن در كشورمان عطا نمي‌كنيم. اين نوع موارد، شامل مصاديق تبعيض نشده و به جهت تفاوت‌ها است كه كشورها اين چنين عمل مي‌كنند.
البته در اينگونه موارد، ملاك‌ها و دلايلي وجود دارد كه وجود تفاوت‌ها را توجيه و قابل قبول مي‌نمايد.
حداقل چيزي كه در اين خصوص مي‌توان گفت: اين است كه شهروند يك كشور، ماليات پرداخت مي‌كند و به سربازي مي‌رود; ولي شخصي كه تابع كشور ديگر بود و در اين كشور به سر مي‌برد، مالياتي نمي‌پردازد و در مورد خدمت نظام وظيفه نيز تعهدي ندارد. بنابراين طبيعي است كه او از برخي حقوق و مزايا محروم شود.
به نظر بنده، وجدان عمومي انسان‌ها اين گونه تفاوت‌ها را مي‌پذيرد.
يكي ديگر از چيزهايي كه مي‌تواند معيار تفاوت باشد، ميزان تحصيلات است. بديهي است كسي كه ميزان تحصيلات بالاتري نسبت به ديگران دارد، بايد از يكسري امتيازهايي برخوردار شود كه حق او است و نمي‌توان دستمزد و حقوق يا امكاناتي را كه او بايد استفاده كند، با ديگران يكسان دانست. اما اگر زمينه دستيابي به تحصيلات بالاتر، رسيدن به مراحل بالاتر علم و دانش به قوم، نژاد يا مليت خاصي انحصار يابد، اين امر خلاف تساوي حقوق انساني است. از اين رو، در كنفرانس جهاني رفع تبعيض نژادي - كه آخرين بار در دوربان آفريقاي جنوبي در سال 1380 ش برگزار شد - دبير كل سازمان ملل در آن جا اعلان كرد: بعد از آفريقاي جنوبي، مسئله تبعيض نژادي به طور رسمي از بين رفته و اگر هم وجود داشته باشد، به طور غيررسمي است. از جمله موارد تبعيض نژادي اين است كه براي همه زمينه برخورداري از شغل مناسب و يا داشتن تحصيلات و مهارت‌ها فراهم نباشد. ما مدعي نيستيم كه بايد به هر بي سوادي، هر چيزي را داد، ولي معتقديم; بايد كاري كرد كه زمينه تحصيل براي همگان وجود داشته باشد. اين كه افراد وابسته به يك نژاد خاص، از داشتن امكانات تحصيل دانش محروم باشند، باعث مي‌‌شود كه امكانات تربيتي و اخلاقي آنها نيز فراهم نگشته و در نتيجه، افرادي بي سواد، بداخلاق و فاسد خواهند شد. در حالي كه تساوي حقوق كه از كرامت انساني ناشي مي‌شود - اقتضا مي‌كند كه زمينه براي همه به طور يكسان فراهم باشد. وقتي اين زمينه فراهم گرديد ما مي‌پذيريم كه افراد در اين خصوص با هم تفاوت داشته و بسته به نوع تفاوت‌هايشان، از حقوق و مزاياي بيشتري برخوردار خواهند شد.
به نظر مي‌رسد كه براي فهم حقوق اساسي و اوليه آنان، بايد ملاك و معيار خاصي ارائه كرد. مثلا مرحوم علامه طباطبايي (ره) در الميزان مي‌گويد: توحيد و خداپرستي جزء حقوق اوليه انسان‌ها است به عبارت ديگر، اگر خداوند خالق انسان بوده و نسبت به او ربوبيت دارد، انسان بايد در ذات خويش به خداوند توجه داشته باشد. حتي جنگ‌هايي كه در اسلام وجود داشته، براي رفع موانع حقوق اوليه انسان‌ها بوده است. در اين جا اختلاف با ديگران، صورت مبنايي پيدا مي‌كند. به همين جهت، بايد معيار و ضوابط فهم حقوق اوليه و اساسي انسان را تعريف كرد، تا ديدگاه اسلام در خصوص حد و مرز اين حقوق دانسته شود.
از يك منظر، سخن شما درست است و بايد براي شناخت حقوق اساسي انسان، ملاكي را ارائه داد. اما براي به دست آوردن اين ملاك، نخست بايد به سراغ ديدگاه فلاسفه شرق و غرب و فلاسفه اسلامي رفته و تعريف آنها از انسان و كرامت انساني را مورد تحليل و بررسي علمي قرار داد و اين كه آيا انسان فطرتا از اين حقوق برخوردار است يا نه؟ اينها مباحثي است كه هنوز حل نشده و براي فهم ملاك و معيار مشخص در اين باره، بايد اين مطالب مطرح شود. اما در مجموع و با توجه به تجربيات بشري و درك اوليه و طبيعي انسان‌ها مي‌توان گفت: انسانداراي كرامت است. آنها بر اين باورند كه فارغ از همه ايده‌ها و نظرها و جدا از مباحث موجود در اديان، اجمالا مي‌توان گفت كه همه انسان‌ها در اين حقوق مشتركند. حقوق بشر نمي‌گويد: خدا وجود ندارد، هر چند ممكن است عده‌اي از آنها در عمل ملحد باشند; بلكه حقوق بشر بر اين نيست كه به اين موضوع بپردازند. آنچه حقوق بشر بدان پرداخته، اين است كه فارغ از نژاد و مذهب و عقيده انسان‌ها، يك سلسله اصولي كلي، در درون همه انسان‌ها وجود دارد كه بايد به رسميت شناخته شده و مورد توجه قرار گيرد.
 
 
  
 
 

دلسوزی از حقوق بشر و سختگیری به مردم از زبان ناقضین حقوق بشردلسوزی از حقوق بشر و سختگیری به مردم از زبان ناقضین حقوق بشر
...

عفو محكومين در سالروز حقوق بشر اسلامیعفو محكومين در سالروز حقوق بشر اسلامی
---

زمان برگزاری همایش حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی تغییر یافت
---

کتابکتاب"حقوق بشر" منتشر شد
---

عضو شوراي عالي کميسيون حقوق بشر اسلامي: تعلل درتحقق حقوق معلولان غيرحقوقي استعضو شوراي عالي کميسيون حقوق بشر اسلامي: تعلل درتحقق حقوق معلولان غيرحقوقي است
---

 

حاکمیت دولتها، حقوق بشر و جهانی شدن
نویسنده: دکتر صالح موهوبی

»حقوق بشر در اسلام و اعلاميه جهاني حقوق بشر
نویسنده: دكتر سيد حسين صفائي

»اسلام و حقوق بشر(1)
نویسنده: داود فیرحی

»اسلام و حقوق بشر(2)
نویسنده: داود فیرحی

»کرامت انسان اصل‌محورى‌حقوق بشر
نویسنده: حسين مهر پور

 
COPYRIGHT (C) 2009, Islamic Human Rights. All Rights Reserved. | Portal Powered By: Iran Web Co.