|
همين بشري كه به اذعان اديان، مخلوق خداوند است و در مكاتب الهي و آسماني، آفريده حق تعالي دانسته شده است، داراي يكسري مشتركات است كه ميتوان آنها را مبنا قرار داد و آن را ميان همه انسانها عموميت بخشيد. اگر درخصوص برخي موارد با هم اختلاف داشتيم، ميتوانيم با يكديگر به بحث و گفتوگو نشست. ولي به هر حال برخي مشتركات وجود دارند كه ميتوان در مورد آنها به توافق جمعي رسيد، چنان كه قرآن كريم ميفرمايد: «قل يا اهلالكتاب تعالوا الي كلمه سواء بيننا و بينكم»، يعني ما بايد يك كلمه يكساني را بيابيم و آن را ترويج كنيم. اگر چه ممكن است از نظر فلسفي و يا مذهبي نتوان به سادگي مرزبندي مشخصي را تعريف كرد و ملاكهاي معيني را ارائه دارد كه قابل اشكال و تشكيك باشد. اما قائلان حقوق بشر معتقدند كه ما ميتوانيم به يك وجدان جمعي دست يابيم و بر سر برخي مشتركات به توافق نظر برسيم. به نظر بنده، اين موضوع از مباني اوليه حقوق بشر است و ميكوشد تا يك نظر جمعي و قابل قبول هم را ارائه دهد. البته ترديدي وجود ندارد كه از نظر اديان الهي به خصوص دين اسلام، توحيد امر مهمي است و همانگونه كه قرآن كريم فرموده، فلسفه خلقت انسان، پرستش خداوند است: «و ما خلقت الجن والانس الا ليعبدون» و يا شرك داشتن نسبت به خداوند، نابخشودني معرفي شده است: «ان الله لايغفر ان يشرك به و يغفر مادون ذلك لمن يشاء» و يا در قرآن كريم آمده است كه اگر كسي از جاده توحيد خارج شود و از هواي نفس پيروي كند، «اخذ الي الارض» ميشود و حتي از انعام هم پستتر خواهد شد. ما همه اين آيات را كه بر وحدانيت و توحيد ربوبي و يا عبادي دلالت دارند، ميپذيريم. ولي درحقوق بشر بحث روي اين است كه آيا اگر كسي موحد نباشد و هدايت پيدا نكند، از انسانيت ساقط است؟ آيا انساني كه هيچ جرمي مرتكب نشده و به كسي ظلمي نكرده، صرفا به جهت موحد نبودن ميتوان او را كشت و حق حيات را از او سلب كرد؟ البته بايد توجه داشت كه ما ميپذيريم; هدف بعثت انبيا هدايت انسان به سوي توحيد و نيل به سعادت و نيكبختي است. در اين ميان، برخي تعاليم انبيا را پيروي ميكنند و پاداش اعمال خود را به وسيله ورود به بهشت و تقرب به خداوند مييابند و عدهاي نيز از سخنان هدايتبخش رسولان الهي روي گردانيده و در آخرت در شمار زيانكاران خواهند شد. اما بحثما اين است كه انسان بدون درنظر گرفتن عقيده و مذهبش چكونه است؟ آيا اگر كسي كافر شد، از انسانيت خارج شده و به آساني ميتوان او را كشت؟ اينها از اموري است كه قابل بحث و تامل بيشتر است و به آساني نميتوان گفت كه اگر كسي توحيد را نپذيرفت، از جرگه انسانيت خارج شده و حق زندگي ندارد.
|