|
بنابراین جهانی شدن فقط یک فرآیند اقتصادی ساده نیست بلکه یک ایدئولوژی است که چهره جهان را دگرگون می کند. به طوری که بنیاد دولت-ملت را برهم زده، حاکمیت دولتها را زیر سوال برده، تعریفی متفاوت از حقوق مردم و حقوق بشر ارائه نموده و هیاتی جدید و بی سابقه از سیستم بین المللی که توسط ایالات متحده راهبردی میشود، مطرح می نماید. دیدگاه جدید توسط یکی از مسئولان سابق شورای امنیت ملی آمریکا به نام زبیگنیو برززینسکی(Zbigniew Brzezinski) به خوبی بیان شده است، این تحلیلگر معروف، صادقانه وبدون ابهام می نویسد :
" قبل از هر چیز، نقش آمریکا در دنیا از دو واقعیت نو امروز مشتق میشود، از یک سو آمریکا از قدرتی بیسابقه برخوردار بوده و از سوی دیگر جهان نیز مرحله ای از عکسالعمل های متقابل و بیسابقه را تجربه می کند. مورد اول مرحله ای یکجانبه در تاریخ روابط بین المللی را نشان میدهد که حول برتری آمریکا متمرکز شده، برتری و قدرتی که بر سر زبانها بوده و در واقع خود نشان داده است. مورد دوم میگوید یک فرآِیند همه جا گیر " جهانی شدن " ( که لزوماً درست نمیباشد ) به تدریج دولتها را به طریقی نامحسوس از حاکمیت برهنه میکند. ترکیب این دو فاکتور تغییری عمیق در روابط بین المللی ایجاد کرده، تغییری که نه تنها به مرگ دیپلماسی سنتی بلکه و مهمتر اینکه به تولد یک اتحادیه جهانی نامعلوم می انجامد " ( انتخاب واقعی ـ آمریکا و جهان ـ ادیل ژکب(Odile Jacob) صفحه 177)
از میان رفتن اتحادیه های متعارض و حمله به عراق در مارس 2003، وقایع قابل توجهی بوده که در نظام بین الملل تغییرات مهمی ایجاد نمود. البته تمام تغییرات فقط یک هدف را دنبال می کند: تقویت برتری آمریکا و ظهور قوانین جدیدی که به آن اشاره شد. ایالات متحده به عنوان تنها نیروی فوق برتر در صحنه بین الملل ظاهر میشود. فاکتوری که به آنها اجازه میدهد تا بر اساس منافعشان قاعده جدید بین المللی را، به خودی خود، مطرح سازند. رفتار آمریکا قبل از حمله به عراق، به نوعی چهره واقعی آنها را آشکار نمود، چرا که به راحتی قوانین بین الملل را زیر پا گذاشتند. چیزی که بیشتر باعث نگرانی است اینست که آمریکا حتی دیدگاههای متحدان سابق خود را نادیده گرفت. روشن است که این شیوه رفتاری، حق مداخله و به ویژه یک جانبه گرایی در نظام مدیریتی کنونی آمریکا را آشکار می سازد. روزنامه فرانسوی لو موند(le Monde ) در مقاله ای با عنوان "اصول استراتژی جدید ایالات متحده" درتاریخ 2/4/2003 بخش هایی از این اصول مصوب شده توسط شورای امنیت ملی کشور را به چاپ رساند که به مهمترین بخشهای آن اشاره می کنیم:
" در قرن 20، فقط کشورهایی صلاحیت و شایستگی گسترش انرژی های بالقوه و تضمین ایمنی و رونق اقتصادی خود را دارند که به حقوق بشر احترام گذاشته و آزادی اقتصادی و سیاسی را پیشه کار خود قرار دهند. مردم همه دنیا می خواهند که آزادانه حرف بزنند، آزادانه حاکمانشان را انتخاب کنند، آزادانه به عبادت پرداخته، و هر آنچه که در نظر آنها خوب و شدنی است محقق سازند، فرزندانشان را چه دختر وچه پسر تربیت کنند، از داشتن حق مالکیت و دارایی خود لذت برده و ثمره کار وتلاش خود را کسب نمایند. چنین ارزشهایی از آزادی، تعیین کننده حقوقی غیر قابل محسوس ولی عادلانه برای هر شخص و در تمام جوامع می باشد. حمایت از این ارزشها و مقابله با کسانی که آنها را نقض می کنند، وظیفه تمام کسانی است که شیفته آزادی و حقوق بشر ند.
|